الشيخ رسول جعفريان
625
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
طبق معمول ، به پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم گفت : گردن اين دشمن خدا را بزنيد . عباس به عمر گفت : اگر اين شخص از بنى عدى بود چنين نمىگفتى ! « 1 » ابوسفيان ابتدا شهادت به توحيد داد ، اما وقتى قرار شد تا به نبوّت شهادت دهد ، قدرى تأمل كرد و گفت : هنوز در دلم چيزى وجود دارد ، تا فردا صبح مهلت دهيد . صبح آن شب ، صداى اذان برخاست ، ابوسفيان پرسيد : اين چيست ؟ گفتند : وقت نماز است . پرسيد : در شبانه روز چه قدر بايد نماز خواند ، گفتند : پنج مرتبه ، گفت : به خدا سوگند كه زياد است ! پس از آن نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم آمد و به نبوّت آن حضرت شهادت داد . ابوسفيان كه هنوز سراسر وجودش فرهنگ جاهلى بود ، زبان به اعتراض گشود و گفت : چرا با مشتى اوباش به جنگ قوم و قبيلهء خود آمدهاى ؟ رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : شما ستمكارتر و فاجرتريد ، پيمانتان را شكستيد و خزاعه را در حرم خدا كشتيد . ابوسفيان گفت : بهتر نيست با هوازن كه در خويشى دورترند بجنگى ؟ حضرت فرمود : اميد آن دارم كه همه اين امور با فتح مكه برايم حاصل شود . « 2 » همانگونه كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم انتظار داشت ، فتح مكه مىتوانست حجاز را در تصرف اسلام درآورد حتى اگر مقاومتهاى مختصرى از ناحيهء برخى قبايل صورت گيرد . رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم از عباس خواست تا ابوسفيان را در جايى نگاه دارد تا عظمت سپاه اسلام را ببيند ، آنگاه تك تك قبايل از جلوى آنها مىگذشتند ، عباس آنان را معرفى مىكرد و ابوسفيان دربارهء هر يك چيزى مىگفت : در نهايت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم با گروهى زيادى مهاجر و انصار از جلوى ابوسفيان گذشت و ابوسفيان گفت : تاكنون چنين سپاهى را نديده و هيچ كس طاقت نبرد با اين سپاه را ندارد ؛ آنگاه به عباس گفت : سلطنت ( ملوكيت ) برادرزادهات چه بزرگ شده است ؛ عباس گفت : اين « سلطنت » نيست ، « نبوت » است . « 3 » پيش از اين در برخورد مشركان با اسلام اشاره كرديم كه تحليل سران قريش آن بود كه بنى هاشم با ادعاى نبوّت قصد ايجاد سلطنت دارند . ابوسفيان تا اين لحظه و شايد بعد از آن تا پايان عمر ، هنوز همين نظر را داشت . به هر روى وى اظهار اسلام كرد و اشعارى در اين باره سرود و از جمله گفت : كسى مرا هدايت كرد كه من او را بدين سوى و آن سوى
--> ( 1 ) . مجمع الزوائد ، ج 6 ، ص 166 ( 2 ) . المغازى ، ج 2 ، صص 816 - 815 ، 518 ؛ به روايت ابن ابى شيبه ( المصنف ، ج 7 ، ص 402 ) ابوسفيان كه در نماز شركت كرده و شاهد ركوع و سجود منظم مسلمانان بود گفت : ما رأيت كاليوم طاعة قوم جَمَعَهم من ههنا وههنا ولافارس ولاروم . . . بأطوع منهم له . ( 3 ) . المصنف ، ابن ابى شيبه ، ج 7 ، ص 399 ؛ المغازى ، ج 2 ، ص 822 ؛ السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 4 ، ص 404